سوریه (پاسخ به برخی دوستان)

بر فرض مشخص شد که مخالفان یا بشار اسد از این سلاح ها استفاده میکنند (که اگر مشخص شد دولت از این سلاح ها استفاده میکند که مشخص است به احتمال زیاد آمریکا در سوریه دخالت نطامی میکند و اگر مشخص شود شورشیان از این صلاح ها استفاده میکند مشخص است آمریکا این عمل را محوم کرده و کم کم از آن میگذرد)

مانند عراق که مشخص شد از سلاح های شیمیایی استفاده کرده آن هم نه در دوران جنگ ایران و عراق بلکه بعد از حمله ی آمریکا به عراق با عراق چه کار کردند ؟آمریکا فقط برای اینکه  صدام را خطرناک بر علیه منافع آمریکا شناخت به آن کشور حمله کرد نه به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی اما خود این سلاح ها را آلمان غربی که تحت نفود آمریکا بود به صدام فروخت فرانسه به عراق جت جنگی فروخت شوروی سلاح به عراق میفروخت و تا دلتان بخواهد ما کشته شدیم آن موقع حقوق بشر و سازمان ملل کجا بود؟خوابیده بودند؟ یا آمریکا چسب بزرگی به دهان آنها زده بود تا ساکت بمانند؟

اگر واقعا مهم است که چه کشوری از این سلاح ها استفاده کرده باید در دوران جنگ 8ساله نیز آلمان و حتی آمریکا را مورد توبیخ قرار دهند یا حادثهی از بین بردن یک هواپیمای مسافر بری در خلیج فارس توسط آمریکارا

ولی سازمان ملل هیچ کدام از این کار ها را نکرد چون قدرتش را نداشت پس دیدیم که مهم نیست که چه کسی این سلاح ها را استفاده کرده مهم این است گه سازمان ملل راهکاری دیگری را برای جولوگیری از استفاده این سلاح ها پیش بگیرد مانند ممنوعیت گسترش این سلاح ها همانند سلاح های اتمی

با تشکر از دوستان

سوریه

همه ی ما کم ما بیش از آنچه در کشور سوریه میگذرد مطلع هستیم اما اخیرا واقعه ای به وقوع پیوست که قلب همه ی ما را بهدرد آورد و آن هم کابوس استفاده از سلاح های شیمییایی بود آن هم نه بر علیه نظامیان بلکه بر علیه مردم بلکه کودکانی از این بمباران شیمیایی آسیب دیدند که بیگناه بودند کودکی که دنیایش همه ی وجودش فقط و فقط بازی است حال باید فکرکند که چگونه زنده بماند

باز هم جنگ باز هم سلاح های شیمیایی حلبچه بس نیود ؟

باز خون میخواهید؟

باز نواقص ژنتیکی میخواهید؟

آری با شما خونخوار هام که از دیدن نفس نفس زدن یک کودک دوساله لذت میبرید

آری با شمام که برای رسیدن به هدفتان هرکاری میکنید

بس است دیگر بس است

دیدید باز تاریخ تکرار شد و باز سازمان حقوق بشر میگوید در آینده نمیگذاریم این فجایع تکرار شود و صدردصد ما باز نیز شاهد این حوادث خواهیم بود

چه فرقی دارد شورشیان از این گاز ها استفاده کردند یا بشار اسد مهم این است که در آنجا انسان میمیرد کودک میمیرد و ئسازمان ملل و هزاران سازمان بشر دوست دیگر به جای کمک به مردم بیگناه این کشور به دنبال این هستند که چه کسی این سلاح را استفاده کرده

به امید انسانیت و منع گسترش سلاح های کشتار جمعی

جنگ یا عشق

جنگ را راه بیندازیم چون انسان ها تشنه ی جنگ هستند جنگ را راه بیندازیم انسان ها خون میخواهند مدت زیادی است که رنگ خون را ندیده اند مدت زیادی است که رنگ بیچارگی را ندیده اند رنگ بیخانمانی را ندیده اند(البته خیلی هایمان در بعضی کشور ها هرروز این صحنه را میبینیم و این در حالی است که جنگی در ان کشور نیست)انسانها برای صدای انفجار دلشان تنگ شده است باز میخواهند صدای دلنواز خمپاره و بمب و موشک را بشنوند باز میخواهند مرگ خانواده شان را از نزدیک ببینند باز میخواهند شاهد مرگ نزدیک ترین کسان نشان باشند بله جنگ یکی از اساسی ترین نیاز های انسان است پس چرا جنگ نکنیم پس چرا نباید به یکی از مهمترین نیاز های انسان پاسخ ندهیم پس چرا نباید مرگ دوستانمان را از نزدیک ببینیم تخریب کشورمان را ببینیم و لذت نبریم اینها را همه را نوشتم تا بلکه انسان ها از جنگ دست بردارند تا بلکه جهانی پر از عشق و صفا و دوستی داشته باشیم تا بلکه انسانها همانند حیوان هم نوع خود را نکشند هم نوع خود را مورد ازار و اذیت قرار ندهند به یکدیگر عشق بورزند و از زندگی لذت ببرن تا شقایق هست زندگی باید کرد و از زندگی نهایت لذت را برد و فکر خود را از جنگ و ستم دور کنیم و به فکر شادی و عشق و محبت به دیگران باشیم که همیشه یک نفر از ان بالا به همه ی ما مینگرد

 

جنگ ویتنام

جنگ ویتنام (به ویتنامی: Chiến tranh Việt Nam) نام مجموعه عملیات و درگیری‌های نظامی‌ای است که از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۵ بین نیروهای ویتنام شمالی و جبهه ملی آزادی‌بخش ویتنام جنوبی معروف به «ویت‌کنگ» از یک سو، و نیروهای ویتنام جنوبی و متحدانش به ویژه ایالات متحده آمریکا از سوی دیگر رخ داد.

هدف ویتنام شمالی و ویت‌کنگ‌ها بیرون راندن نیروهای ایالات متحده آمریکا و متحدانش از ویتنام و سرنگون کردن حکومت ویتنام جنوبی و ایجاد یک کشور واحد بود. تمام این هدف‌ها در پایان جنگ ویتنام تامین شد و کشوری که امروز جمهوری سوسیالیستی ویتنام نام دارد به وجود آمد.

محتویات

 [نهفتن

پیشینه [ویرایش]

در جریان جنگ جهانی دوم، هندوچین به تصرف نیروهای ژاپن درآمد و دست نیروهای فرانسه که پیش از آن نیروی مستعمراتی آن منطقه بودند از کشورهای منطقه موقتا کوتاه شد. با شکست ژاپن در پایان جنگ نیروهای ملی و نیز کمونیست‌های ویتنام استقلال ویتنام را خواستار شدند و در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ هوشی مین تشکیل کشور مستقل ویتنام را در هانوی اعلام کرد.

نیروهای فرانسه که از اسارت نیروهای ژاپن درآمده بودند دوباره سعی در کسب سلطه خود در هندوچین و ویتنام کردند. این امر با مقاومت نیروهای ویتنامی (معروف به ویت مین) زیر فرماندهی هوشی مین روبرو شد و جنگ‌های معروف به جنگ اول ویتنام در گرفت.

سربازان فرانسوی در حال درگیری با نیروهای ویت کنگ

در سال ۱۹۵۰ رئیس‌جمهور ترومن ۳۵ نفر از افراد گروه کمک و مشاوره نظامی را برای آموزش و مشاوره به کمک فرانسه فرستاد تا بتواند سلطه مستعمراتی خود را در ویتنام حفظ کند.

در ۱۹۵۴ نیرهای ویت مین شکست سختی در دین بین فو به نیروهای فرانسه وارد کردند و در نتیجه فرانسه در کنفرانس ژنو به استقلال سه کشور مستعمره خود یعنی کامبوج و لائوس و ویتنام رضایت داد اما در موافقتنامه‌های کنفرانس ژنو ویتنام موقتا به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده بود. هدف ظاهراً آن بود که پس از رای‌گیری از مردم ویتنام تکلیف حکومت در این کشور معلوم شود. حکومت ویتنام جنوبی زیر رهبری نگو دین دیم با تشویق آمریکا از شرکت در مذاکرات مربوط به ترتیبات این رای‌گیری سر باز زد. در همین دوره حکومت ویتنام جنوبی با حمایت آمریکا به سرکوب شدید کمونیست‌ها پرداخت و بسیاری از مردم به اتهام کمونیست بودن اعدام شدند.

برخی از نیروهای ویت مین که در جنوب باقی مانده بودند دست به مقاومت مسلحانه علیه حکومت نگو دین دیم زدند و نیروهای ویتنام شمالی نیز پس از مدتی به حمایت از این مبارزات در جنوب پرداختند.

جبهه ملی آزادیبخش ویتنام جنوبی تشکیل شد. حکومت ویتنام جنوبی افراد این جبهه را ویت‌کنگ می‌نامید که کوتاه شده عبارت «کمونیست ویتنامی» (ویت نام کنگ سان - Việt Nam Cộng Sản) به زبان ویتنامی بود.

گسترش جنگ [ویرایش]

با حمایت چین و شوروی از نیروهای ویت‌کنگ و ویتنام شمالی و نیز حمایت آمریکا و متحدانش از نیروهای ویتنام جنوبی، درگیری‌های ویتنام بالا گرفت و بتدریج به جنگی بزرگ در سراسر ویتنام و گاه در نقاط دیگر هندوچین تبدیل شد.

حمله تت [ویرایش]

نوشتار اصلی: حمله عید تت

در سال ۱۹۶۸ نیروهای ویت‌کنگ و ویتنام شمالی هم‌زمان با عید تت و آغاز سال ویتنامی، حمله‌های گسترده‌ای را در سراسر ویتنام جنوبی آغاز کردند که به حمله عید تت مشهور شد. اگر چه این حمله‌ها از نظر نظامی موفقیت زیادی نداشت اما گسترده بودن و شدت آن و نیز پوشش خبری آن در سراسر جهان و بویژه در داخل آمریکا، افکار عمومی را بشدت بر ضد آمریکا بسیج کرد و تظاهرات ضد جنگ در آمریکا را به دنبال داشت.

«ویتنامی‌کردن» جنگ [ویرایش]

دولت آمریکا به تدریج مجبور شد تا نیروهای خود را از ویتنام فراخواند و کار دفاع از حکومت ویتنام جنوبی را به خود آن حکومت بسپارد.

سقوط سایگون [ویرایش]

در ۳۰ آوریل ۱۹۷۵ نیروهای ویت‌کنگ و ویتنام شمالی سایگون را گرفتند و جنگ ویتنام به پایان رسید.

در سال ۱۹۷۶ انتخاب مجلس ملی، راه را برای وحدت مجدد شمال و جنوب ویتنام فراهم نمود.

منبع:ویکی پدیا

جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم (به انگلیسی : World At War II) به سلسله حملات و اقدامات نظامی کشورهای مختلف در بین سالهای (1939-1945) در جهان گفته می شود. این جنگ ابتدا در اروپا و شرق آسیا آغاز شد و سپس به شمال آفریقا، آسیا و حتی آمریکا هم کشیده شد. این جنگ نیز به عنوان بزرگ‌ترین و پرتلفات‌ترین جنگ در تاریخ جهان شناخته می شود. تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب، در تاریخ ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ است. در این تاریخ آلمان با حمله به لهستان آتش جنگ را بر افروخت. همچنین منابع دیگر حمله ژاپن به چین را در ۷ ژوئیه، ۱۹۳۷، آغاز جنگ می‌دانند، و نیز حمله ژاپن به منچوری که در ۱۹۳۱ رخ داده بود، به نوعی یکی از مقدمات جنگ جهانی دوم بود. بقیه در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول (با نام‌های جنگ جهانگیر یکم، نخستین جنگ جهانی، جنگ بزرگ و جنگ برای پایان همهٔ جنگ‌ها نیز شناخته می‌شود) یک نبرد جهانی بود که از ماه اوت ۱۹۱۴ تا نوامبر ۱۹۱۸ رخ داد. بدون هیچ زمینهٔ کشمکشی، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق بسیاری درگیر جنگ شدند. پیش از این، هیچ وقت تلفات جنگی به این اندازه زیاد نبود. سلاح‌های شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ استفاده شدند. برای نخستین بار، به طور انبوه مناطق غیر نظامی از آسمان بمباران شدند و نیز برای نخستین بار در این سده کشتار غیرنظامیان در سطحی گسترده در طول جنگ رخ داد. این جنگ به خاطر شیوهٔ جنگی سنگری نیز معروف است.

برای خواندن ادامه به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

نیروی هوایی ایران

بامداد روز هفتم آذر ماه سال 1359، به دستور فرماندهی عملیات، خلبانان شجاع نیروی هوایی ماموریت داشتند تا در عملیاتی بزرگ هدف های دریایی را در منطقه عملیاتی خلیج فارس منهدم نمایند.
"عملیات مروارید" توسط دریادلان نیروی دریایی و برای حفظ سیادت جمهوری اسلامی بر آب های گرم خلیج فارس آغاز شده بود و ماموریت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پشتیبانی یگان های عمل کننده در دریا بود.
هماهنگی های لازم قبلا صورت گرفته بود. در سالن توجیه، افسر اطلاعات و عملیات برای خلبانان خاطرنشان ساخت که نیروی دریایی توانسته است سکوهای عظیم نفتی "البکر" و "العمیه" عراق را به تسخیر خود درآورد. وی همچنین یادآور شد که این سکوها برای عراق جنبه حیاتی دارند، از این رو دشمن در آب های خلیج فارس دست به تحرکاتی زده است و مطمئنا برای بازپس گیری این سکوها، خود را به آب و آتش خواهد زد. این جا بود که خلبانان به اهمیت این ماموریت پی برده و بیش از پیش، خود را برای این عملیات آماده ساختند.
پس از انجام مقدمات پروازی، اکثر فانتوم ها مجهز به موشک های هوا به سطح "ماوریک" شدند و تعدادی دیگر نیز برای پشتیبانی هوایی مجهز به موشک های هوا به هوای راداری و حرارتی شدند.


Image


اولین دسته فانتوم ها به پرواز درآمدند
در اولین ساعات صبح، اولین گروه پروازی باند پرواز پایگاه را ترک کردند. گروه اول هنوز به منطقه مورد نظر نرسیده بودند که با "ناوچه پیکان" تماس برقرار کرده و اطلاعات مربوط به موقعیت هدف های دریایی را که در آبراه ام القصر و اطراف اسکله های البکر و العمیه و نیز در داخل خلیج فارس مستقر بودند، جویا شدند.
بر روی ناوچه پیکان، شهید سروان خلبان "ابراهیم شریفی" به عنوان راهنما حضور داشت که به همراه فرمانده شهید ناوچه پیکان، اطلاعات خوبی از محل هدف ها در اختیار هواپیماهای خودی قرار دادند.
ناوچه پیکان که از قبل خود را در پناه اسکله البکر به خوبی مخفی کرده بود، طی یک سری کدهای رمز، اطلاعات بسیار مفیدی از منطقه به خلبانان ارائه داد و آنها نیز سریعا به سمت هدف های مشخص شده توسط پیکان، ادامه مسیر دادند.
درحالی که هواپیمای اف 4 به دنبال طعمه مورد نظر، بر مدار 36 درجه، گشت می زد، از طریق هواپیمای اف 14 که به منظور پوشش، از قبل در منطقه مستقر شده بود، به خلبان اطلاع داده می شود که دو فروند هواپیمای میگ 23 در ده مایلی به سمت آنها در حرکتند.
اولین ناوچه هدف قرار می گیرد درحالی که ...
هنوز آخرین تماس رادیویی خلبان اف 14 پایان نگرفته بود که خلبان، اولین هدف دریایی را که یک ناوچه تندروی عراقی بود، بر صفحه رادار مشاهده کرد. ناوچه فوق با مشاهده هواپیمای ایرانی، تغییر مسیر داد و درحالی که آتش پر حجم توپ های خود را به سوی فانتوم نشانه رفته بود، اقدام به فرار نمود. شرایط جوی منطقه به خاطر وجود ابرهای پراکنده، به گونه ای بود که خلبانان ناگزیر می بایست در ارتفاع پایین تری پرواز می کردند؛ از این رو بیشتر در تیررس آتش دشمن بودند. اما آتش پرحجم توپ های مستقر در ناوچه دشمن، در اراده خلبانان خللی وارد نمی کرد.
به سرعت و با انجام مانورهای مختلف از سوی خلبانان، هواپیما در فاصله مناسب قرار گرفت و با شلیک دو فروند موشک هوا به سطح ماوریک (تلویزیونی)، یکی از ناوچه های تندروی عراقی که در جلوی آبراه ام القصر در حرکت بود، منهدم شد و دود ناشی از انهدام ناوچه عراقی، سطح دریا را پوشاند.

هواپیمای اف 14 یکی از میگ های دشمن را شکار می کند
خلبانان با خوشحالی زیاد فریاد می زدند و الله اکبر می گفتند و در پاسخ به پیام رادیویی مجدد هواپیمای اف 14 که آنها را به ترک منطقه فرا می خواند، نیز فریاد الله اکبر سر دادند. اینک هواپیمای دشمن، در حد خطرناکی به فانتوم نزدیک شده بود و بر روی آن قفل راداری کرده بود. خلبانان ناگاه به خود آمدند و با کم کردن ارتفاع، اقدام به ترک منطقه نمودند. در همین حین خلبان شجاع و ماهر اف 14 با شلیک یک موشک فونیکس و یک موشک حرارتی، یکی از هواپیماهای دشمن را متلاشی و دیگری را وادار به فرار کرد. خلبانان فانتوم که از طریق رادیوی هواپیما مکالمات او را می شنیدند، از او به خاطر این اقدام شجاعانه اش تشکر می کنند و سالم به پایگاه برگشته و به زمین می نشینند.

صدای زنگ اسکرامبل همه را به خود می آورد
خلبانان، مسرور از این پیروزی با خوشحالی سخت سرگرم بازگویی انجام ماموریت برای همکاران خلبان خود در گردان پروازی بودند، که مجددا زنگ آلرت (اعلام خطر) به نشانه وضعیت اضطراری به صدا درآمد. به شتاب دو فروند هواپیمای اف 4 از باند پرواز برخاسته و در نزدیکی منطقه در گیری، با ناوچه پیکان تماس می گیرند. ناوچه پیکان که منتظر آنها بود، این بار هدف جدیدی را در آبراه ام القصر به آنها ارائه کرد.
هواپیماها درحالی که به طرف هدف تعیین شده در حرکت بودند و بر روی آب های مواج خلیج فارس کوچک ترین تحرکات دشمن را از نظر می گذراندند، خلبان یکی از فانتوم ها با مشاهده اشیایی بر سطح دریا، تا حدودی از ارتفاع خود کاسته و بر سطح آب دقیق می شود. تعداد زیادی از نفرات دشمن را با جلیقه های نجات، در میان توده ای از روغن سیاه و بقایای یک ناوچه لجستیکی متلاشی شده که بر سطح آب شناور بود، مشاهده می کند. به نظر می رسید که این ناوچه لحظاتی قبل توسط عقابان تیزپرواز نیروی هوایی منهدم شده است.

ناوچه اوزای عراقی به قعر آب های خلیج فارس می رود
خلبانان اوضاع را به دقت بررسی می کنند. هواپیماها اینک به چند مایلی هدف رسیده بودند. هدف یکی دیگر از ناوچه های موشک انداز اوزا بود که در آبراه ام القصر رفت و آمد می کرد. دشمن از این آبراه صرفا به منظور اختفاء ناوچه هایش بهره می جست که در مواقع لزوم، ناوچه ها از دهانه آبراه خارج می شدند و پس از انجام ماموریت، در آبراه پناه می گرفتند. ناوچه های ما نیز به علت باریکی آبراه، نمی توانستند به تعقیب آنها بپردازند؛ از این رو انهدام ناوچه های دشمن می بایست با عملیات هوا به سطح انجام می پذیرفت.
اطلاعات داده شده از ناوچه پیکان زمانی به خلبانان رسید که ناوچه عراقی به قصد ماموریت، از آبراه خارج شده بود. یکی از هواپیماها او را درصفحه رادار زیر نظر داشت. خلبان با مناسب دیدن موقعیت با انتخاب زاویه مناسب و شلیک یک موشک ماوریک، کابین فرماندهی ناوچه اوزای عراقی را مورد اصابت قرار می دهد و چون مخزن مهمات نیز در مجاورت کابین فرماندهی ناوچه قرار داشت، انفجار مهیبی، منطقه را تکان داد و دود ناشی از آن، بخشی از سطح دریا را پوشاند.
خلبانان پس از اطمینان یافتن از این که هیچ هدف دیگری در منطقه وجود ندارد، طی تماسی با ناوچه پیکان، فرمانده ناوچه را از انجام ماموریت، آگاه ساختند. او که از شنیدن خبر انهدام ناوچه عراقی بسیار خوشحال شده بود، از آنها تشکر کرد و اسامی خلبانان شرکت کننده در عملیات را خواست. لیدر دسته پروازی نیز از فرمانده ناوچه به خاطر اطلاعات دقیق و حساب شده اش تشکر کرده و می گوید که اسامی ما در پایگاه هوایی، محفوظ است و در آینده، چنان چه مایل باشند به صورت محرمانه در اختیارشان قرار خواهد گرفت.

شناسایی منطقه برای جدا شدن ناوچه پیکان
لحظاتی بعد از نشستن هواپیماها، یک فروند اف 4 دیگر از پایگاه به منظور شناسایی و جست وجوی منطقه به پرواز درآمد. ماموریت این فانتوم شناسایی منطقه بود تا اگر ناوچه پیکان در جدا شدن از اسکله با تهدید از ناحیه شناورهای دشمن مواجه شدف به رفع تهدید و یا احیانا انهدام شناور دشمن بپردازد. فانتوم با پرواز بر روی جزیره بوبیان و دهانه خورعبدالله، اطمینان حاصل کرد که خطر و تهدیدی برای حرکت ناوچه پیکان وجود ندارد و به مرکز از طریق کد اعلام نمود که ناوچه پیکان می تواند منطقه را ترک کند و خود نیز به پایگاه بر می گردد.

ناوچه قهرمان پیکان به همراه پرسنل شجاع خود ...
ساعتی بعد به پایگاه اعلام می شود که رادار نمی تواند با ناوچه پیکان تماس بگیرد. بلافاصله یک فروند فانتوم به خلبانی سرلشکر شهید "داوود اکرادی" که در این روز تعداد زیادی پرواز عملیاتی داشت و موفق به انهدام چندین ناوچه عراقی شده بود، به پرواز در آمد. در این پرواز، سرگرد خلبان "ناصر گودرزی" به عنوان کمک، اکرادی را همراهی می کرد.
فانتوم بلافاصله بعد از پرواز، مسیر اسکله البکر را پیش گرفت در حدود پانزده مایلی اسکله نقطه سیاه رنگ و روغنی در سطح آب دریا مشاهده شد که مشخص می کرد لحظاتی قبل یک کشتی در این مکان غرق شده است. هواپیما به بالای نقطه سیاه رنگ رسید. هیچ اثری نبود تنها تعدادی جلیقه نجات بر روی سطح آب شناور بود.

در تعقیب ناوچه عراقی
در همین حین خلبان متوجه یک ناوچه عراقی می شود که کمی دورتر با سرعت درحال حرکت به سمت عراق است. یقینا این همان ناوچه ای بود که پیکان را مورد اصابت قرار داده بود. شهید اکرادی بلافاصله به سمت ناوچه حرکت می کند. در همین هنگام از سوی هواپیمای اف 14 مستقر در منطقه به فانتوم اطلاع داده می شود:
- دو فروند هواپیمای دشمن با سرعت به سمت شما درحال حرکت هستند ... بهتر است منطقه را ترک کنید.
هنوز پیام هواپیمای اف 14 به پایان نرسیده بود که از سوی رادار زمینی نیز این مسئله تایید شد. خشم ناشی از غرق شدن ناوچه پیکان، آن چنان سینه خلبانان شجاع را به درد آورده بود که به هیچ کدام از اخطارها توجهی نمی کردند.
هواپیمای اف 4 با گردشی سریع به سمت ناوچه اوزای عراقی ادامه مسیر داد. در این هنگام ناوچه عراقی که در محدوده اسکله البکر قرار داشت، از وجود فانتوم ایرانی مطلع شده بود و مدام به چپ و راست می رفت تا از تیرس عقابان تیز چنگال نیروی هوایی در امان بماند؛ ولی خلبانان مصمم بودند به هر قیمتی ناوچه اوزای عراقی را هدف قرار دهند.
اخطارهای رادیویی هواپیمای اف 14 شدیدتر می شد. خلبان هواپیمای اف 14 اعلام می کرد که دشمن هر لحظه به شما نزدیک تر می شود، زودتر منطقه را ترک کنید.

دو موشک به سوی فانتوم شلیک می شود
ناوچه عراقی چون درحال فرار بود باید از ارتفاع بالاتری روی آن قفل راداری انجام می شد و با اوج گرفتن فانتوم، خلبانان عملا در تیررس هواپیماهای دشمن قرار می گرفتند. ولی....
خلبان در یک لحظه ارتفاع هواپیما را در نقطه مناسبی بالا کشید و کمک نیز بلافاصله بر روی ناوچه، عمل قفل راداری را انجام داد.
در همین هنگام دو فروند هواپیمای دشمن که به فاصله چند مایلی فانتوم رسیده بودند، از ارتفاع گرفتن فانتوم نهایت استفاده را برده و هر کدام موشکی به سوی فانتوم رها کردند.
خلبانان بلافاصله شروع به شکستن قفل راداری موشک های دشمن و اختلال در سیستم هدایتی آنها کردند.
در این هنگام هواپیمای اف 14 نیز که متوجه شده بود فانتوم به اخطارها توجهی نمی کند، احساس خطر کرده بود و خود را سریعا به محل استقرار فانتوم ها رسانده بود و آماده درگیری با دشمن بود، که هواپیماهای دشمن به محض اطلاع از این موضوع و فرار از دست موشک های دوربرد (فونیکس) مرگبار این هواپیما، پا به فرار گذاشتند.
فانتوم در بهترین شرایط برای رها ساختن موشک خود قرار گرفته بود، ولی بالگردهای پشتیبانی دشمن مستقر در منطقه و همچنین توپ های ضد هوایی مستقر بر روی ناوچه به شدت به سوی فانتوم شلیک می کردند.

اولین موشک به ناوچه عراقی برخورد می کند
خلبانان بدون توجه به این تهدیدات، تمام حواس خود را متوجه منهدم ساختن ناوچه عراقی کرده بودند. سرانجام لحظه موعود فرار رسید و خلبان در یک موقعیت مناسب، یک موشک ماوریک به سوی ناوچه اوزای عراقی شلیک کرد. موشک از زیر هواپیما رها شد و غرش کنان به سمت ناوچه حرکت کرد و دقیقا به داخل محفظه موتورخانه ناوچه رفت و با انهدام در آن مکان، قطعات متلاشی شده ناوچه به آسمان برخاست.

دومین موشک هم شلیک می شود
دود ناشی از اصابت موشک به ناوچه، تمام منطقه را پوشانده بود. کمک به خلبان می گوید که ناوچه منهدم شده و بهتر است که منطقه را ترک کنیم؛ ولی شهید اکرادی نمی پذیرد و می گوید:
- تا از غرق شدن ناوچه اطمینان حاصل نکنیم، منطقه را ترک نمی کنم.
شهید اکرادی با گردشی بر روی ناوچه عراقی که درحال سوختن بود، دومین موشک ماوریک را به سوی آن شلیک نمود. با برخورد موشک با ناوچه، زبانه های آتش و دود عظیمی به هوا برخاست. گویی که نفت را بر روی آب به آتش کشیده باشند.

سومین موشک هم شلیک می شود
کمک مجددا به شهید اکرادی می گوید:
- این ناوچه کارش تمام است، بهتراست برگردیم.
ولی شهید اکرادی جواب می دهد:
- تا انتقام تک تک بچه های ناوچه پیکان را از دشمن نگیرم بر نمی گردم.
کمک که می بیند شهید اکرادی مصمم است که ناوچه دشمن به طور کامل به قعر آب های خلیج فارس روانه کندف از او می خواهد ارتفاع را بیشتر کند تا از دود ناشی از سوختن ناوچه در امان باشند و بتوانند سومین موشک ماوریک را به سوی آن شلیک کنند.
هید اکرادی بلافاصله ارتفاع را بیشتر کرده و سومین موشک به سمت ناوچه عراقی شلیک می شود. موشک با برخورد با ناوچه، آن را به چندین قسمت تقسیم می کند و لحظاتی بعد اثری از آن بر روی آب های خلیج فارس نمی ماند.

روز بعد از عملیات
فردای این روز، یک فروند هلی کوپتر نیروی دریایی به منطقه اعزام می شود تا بازماندگان عملیات روز قبل را چه ایرانی و چه عراقی از سطح آب جمع آوری کند.
تنها بازمانده ناوچه قهرمان پیکان، بعد از نجات یافتن تعریف می کند که نیم ساعت بعد از هدف قرار گرفتن ناوچه پیکان، درحالی که بر روی سطح آب شناور بوده، مشاهده کرده که چگونه ناوچه ای که آنان را هدف قرار داد توسط یک فروند هواپیمای ایرانی به قعر آب های خلیج فارس فرستاده شده است.

نتایج بزرگ ترین عملیات هوایی آفندی و ایذایی
در این عملیات تعدادی از زبده ترین خلبانان هواپیمای اف 4 و اف 14، تانکرهای سوخت رسان، هواپیمای سی 130 و نیز بالگردهای نیروی دریایی شرکت داشتند.
خلبانان شجاع نیروی هوایی، در این روز بزرگ ترین عملیات هوایی آفندی و ایذایی را در آسمان منطقه به اجرا گذاشتند و در نهایت علاوه بر انهدام تعداد زیادی از ناوچه های تندرو و اوزای عراقی، دو اسکله البکر و العمیه را نیز به شدت بمباران کردند.
طرح ریزی عملیات به شکلی بود که خیلی زود نیروی هوایی عراق به خود شکل تدافعی گرفت. نیروی هوایی عراق در این روز متحمل خسارات جبران ناپذیری شد، به شکلی که در این روز شش فروند هواپیمای دشمن توسط شکاری های نیروی هوایی هدف قرار گرفته و سرنگون شدند.
بعد از پایان عملیات هوایی، تازه مشخص شده که خلبانان شجاع نیروی هوایی چه بلایی بر سر عراق آورده بودند. بالگردهای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تا چند روز پس از عملیات، خدمه ناوها و ناوچه های منهدم شده و غرق شده عراقی را از سطح آب جمع آوری می کردند.

منبه sajed.ir

پس از شکست آلمان نازی در سال ۱۹۶۵، متفقین پیروز جنگ جهانی دوم آلمان را به چهار منطقه اشغالی تقسیم کردند. بخش های آمریکا، فرانسه و بریتانیا آلمان غربی شد؛ در حالی که بخش اتحاد شوروی آلمان شرقی کمونیست نام گرفت

روز ۱۳ اوت ۱۹۶۱، مقامات آلمان شرقی دستور دادند تمام گذرگاه ها از برلین شرقی به برلین غربی با سیم های خاردار مسدود شود و بعدا با سیمان آنها را بستند.

دیوار برلین خیابان ها و محله ها را از هم جدا ساخت و موجب از هم گسیختن خانواده ها و دوستی ها شد. مقصود از بنای دیوار این بود که از فرار ساکنان شرق به غرب جلوگیری شود. دیوار ۱۶۱ کیلومتری بعدا ۴۵ هزار بلوک سیمانی و ده ها برج مراقبت را شامل شد

مورخین می گویند ۱۲۵ نفر در تلاش برای عبور از دیوار برلین شرقی جان سپردند، اما برخی از کارشناسان این رقم را بسیار بالاتر می دانند. به مرزبانان آلمان شرقی دستور داده شده بود به سوی هرکسی که هنگام فرار دیده شود تیراندازی کنند

در ژوئن ۱۹۸۷، رونالد ریگان رییس جمهوری آمریکا در برلین از میخاییل گورباچف رهبر وقت اتحاد شوروی خواست تا دیوار را خراب کند

در نوامبر ۱۹۸۹، ساکنان آلمان شرقی دیوار و دولت کمونیست را بزیر آورده و بخش های شرقی و غربی آلمان در ۳ اکتبر ۱۹۹۰ دوباره متحد شدند.

دیوار برلین

شصت سال از زمانی که دیوار برلین ساخته شد، می‌گذرد. این دیوار را شاید بتوان مشهورترین نماد جنگ سرد دانست. فرو ریختن این دیوار یکی از تعیین‌کننده‌ترین لحظات قرن بیستم بود. عکس‌های مردم شادی که در حال حفر سوراخ در این دیواره بودند و به موازات آن می‌رقصیدند، در حافظه جمعی ما قرار گرفته است.

اما در این پست به کریسمس سال ۱۹۶۳ می‌رویم، زمانی که چند روز بیشتر از عمر این دیوار نمی‌گذشت، در این زمان «یان بری»، تصمیم گرفته بود که از مردمی که از برای نخستین بار توسط دولت آلمان شرقی اجازه یافته بودند، ‌با عبور از دیوار، خویشاوندان خود را در آن سو ملاقات کنند، عکسبرداری کند.

یان پیش از آن به عنوان عکاس مجله «درام» به خاطر عکاسی از وقایع آفریقای جنوبی، شهرتی به هم زده بود، او تنها عکاسی بود که قتل عام سال ۱۹۶۰ این کشور را به تصویر کشیده بود. اما این بار او تصمیم گرفته بود که شخصا و بدون چشمداشت مالی به برلین سفر کند تا عکس‌های خوبی شکار کند.

به محض ورود به شهر، او به بخش شرقی رفت، او دوربین‌های Leica و نیکون F به همراه داشت. یان تصمیم داشت که یک خانواده را در زمان ملاقات، همراهی کند، اما هیچ کس به خاطر حضور پلیس، حاضر به همراهی شدن نبود. مردم از هر کسی که دوربین داشتند، واهمه داشتند و از آنجا که او مترجمی همراه نداشت، کارش دشوارتر می‌شد.

به همین خاطر یان تصیمم گرفت که در ایست بازرسی به انتظار بکشد، بلکه به مدد بخت و اقبال، سوژه‌اش را شکار کند. ناگهان او دو مرد را دید که مشخص بود، برادر هستند و درست مثل هم لباس پوشیده بودند، آنها کلاه‌ها و عینک‌ها و کت‌های چرمی شبیه هم داشتند.

منظره نزدیک نبود و یان ترجیح داد از لنز دویست میلیمتری‌ای که روی دروبین نیکون‌اش کار گذاشته بود، برای عکسبرداری استفاده کند. حاصل‌اش این عکس شد:

یان به امید انتشار عکس و خبر به پاریس بازگشت، اما دفتر پاریس آژانس خبری ماگنوم پیش از زمان تعطیلات بسته شده بود و خبر به موقع منتشر نشد و هیچ وقت بخت انتشار کامل پیدا نکرد.

عکس‌های بسیار ماندگار و مشهوری در مورد دیوار برلین گرفته شده است، از جمله عکس مشهوری که از یک سرباز مرزبان به نام «کنراد شومان» در حال پرش از روی سیم‌های خاردار و فرار به سوی آزادی گرفته شده است:

یا عکسی که ریموند دپاردون در سال ۱۹۸۹ از مردی که بر روی دیوار برلین نشسته بود، گرفته بود:

اما عکسی هم که یان گرفت، یکی از بهترین عکس‌ها در این زمینه است، عکسی که در آن دو برادر که تقریبا تصویر آینه‌ای هم هستند با دست‌های گشاده از هم در انتظار درک آغوش هم هستند و حس و حال قابل لمسی از نشاط را ارائه می‌دهند.

این عکس گرچه تنها یک لحظه را به تصویر کشیده، اما بیانگر هزینه انسانی بنای دیوار برلین و جای دردناک زخمی است که در نتیجه جدایی آدم‌ها از هم ایجاد می‌شود.

اروپایی در ویرانی کاملمادران سوگار بر جنازه های فرزندانجنگ واژه ای ساده است اما در پس خود کشتار و قتل نهفته است این همه بدبختی برای رسیدن به چه؟